درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

صفحات جانبی

نویسندگان

نظرسنجی

آمار وبلاگ


به وبگاه اونوتموش خوش آمدید.

امیدوارم لحظات خوبی را در این وبگاه سپری نمایید.

اگر نظری انتقادی پیشنهادی و یا مطلبی برای نشر داشته باشید خوشحال میشوم.



http://static.mihanblog.com//public/user_data/user_files/52/155833/123.jpg


ساقیا امشب صدایت با صدایم ساز نیست


                                                  یا که من بسیار مستم، یا که سازت ساز نیست


ساقیا امشب مخالف می نوازد تار تو


                                                یا که من مست و خرابم ، یا که تارت تار نیست..






نوشته شده توسط :اونوتموش اونوتولموش
شنبه 7 دی 1392-12:47
نظرات() 

گتمه ترسا بالاسی منده سنه سایه گلیم
دامنین دن یاپوشوپ منده کلیسایه گلیم

یا سن اسلامی قبول ایله منیم دینیمه گل
یادا تعلیم ایله من مذهـب عیسایه گلیم 

گل چیخاخ طور تجلایه سن ال جلوه طور
منده موسا کیمی او طور تجلایه گلیم

آنا بطنین ده سنیله اکیز اول سئیدیم اگر
ایستمزدیم دوغولوب منده بو دنیایه گلیم

سن بو قامت له گوزل باغا چیخان بیر سرو اول
منده عزیله هم او باغا تماشایه گلیم

ناز و غمزه، یرشین حالیمی بیحال ایلدی
جرأتیم اولمادی کی باشقـا تمنایه گلیم

یوخ صنم! آنلامادیم سهویمی اقرار ائدیرم
بوراخیپ دینیمی من دین مسیحایه گلیم

سن منیم دینیمه گل عز و وفا توره منه
منده اوز عهدیمیله نالـه سودایه گلیم

سن گدیپ حاجی کیمی عشق بساطینده یاتیپ
پیر میخانه ایله منده او مأوایه گلیم


شهریار



نوشته شده توسط :اونوتموش اونوتولموش
سه شنبه 15 بهمن 1392-18:03
نظرات() 

از خدا او را خواستم

گفت یکی بهتر از او را برایت در نظر گرفته ام.

گفتم که نه. من او را میخواهم  قول بده میدی به من.

گفت دیر آمده ای

قبل از تو

قولش را به کس دیگری داده ام.


این کوتاه ترین و کاملترین داستان عشق من است.


نوشته شده توسط :اونوتموش اونوتولموش
یکشنبه 13 بهمن 1392-20:19
نظرات() 

اسمش سانتیاگو بود.

فقیر بود اما هوای جهانگردی داشت.

رویایی دیده بود.

تعبیرش کرده بودند اما باور نداشت.

با انسان های زیادی آشنا شده بود.

پیر مردی با او از زبان نشانه ها گفت.

سانتیاگو زبان نشانه ها را یاد گرفت.

این ها نشانه های الهی بودند.

رویایش به یادش آمد.

به دنبال آن رویا و با کمک نشانه ها به راه شد.

سر انجام به مقصودش رسید.

جملات کوتاهی بود از کتاب کیمیاگر که در پست ثابت وبلاگ قرار داده ام.

نشانه ها.....

حضور هر فردی در زندگی مان میتواند نشانه باشد.

مهم دیدن آن انسان است.

شاید مسیری را طی میکنید و فکر میکنید که درست است.

ناگهان کسی وارد مسیر میشود.

حرفی میزند.کاری میکند.نشانه ای میدهد بی آنکه خود بداند.

ما انسان ها اسمش را قسمت میگذاریم. چیزی را میخواهیم.اگر براورده شود که نعمت است و اگر نشود حکمت.

مهم

دیدن نشانه هاست.

دیدن انسان هاست.

و از همه مهمتر انتخاب هاست.



این روز ها هر حرفی که میشنوم

هر چیزی که میبینم حس می کنم خداوند نشانه ای برایم فرستاده است.

بیشتر که فکر میکنم

از خودم می پرسم من کجا هستم؟

این جا چه میکنم؟

با خودم میگویم قسمت است که اینجا باشم.

چه اتفاقاتی برایم پیش خواهد آمد را نمیدانم.

فقط میدانم که قسمت است اینجا باشم و حکمتی در آن است.

شما هم به حرف هایم فکر کنید.

از کنار نشانه ها بی خیال عبور نکنید.

کمی بیطرفانه فکر کنید.

حتما حرف هایم را تصدیق خواهید کرد.



نوشته شده توسط :اونوتموش اونوتولموش
یکشنبه 13 بهمن 1392-13:55
نظرات() 

اگر عمری بود من را ز کویت یار خواهم رفت

اگر دیوانه و مجنون وگر هشیار خواهم رفت

خرابم لحظه ای دیگر خمارم جرعه ای دیگر

تحمل کن زکویت با تنی تب دار خواهم رفت

اگر دردم فزون گردد دلم غرقاب خون گردد

به پیش چشم مستت تا نگشتم خوار خواهم رفت

کفاف بودنم را کی تحمل میکند عــــــــــــــمرم

غریب و خسته از درد و غم بسیار خواهم رفت

قسم بر رنگ گیسویت که همچون شام من تاراست

اگر دل در غم هجر تو گرید زار خواهم رفت

تو از جنس بهارانی خزان را با تو کاری نیست

تو با یاران سفر کن من پی اغیار خواهم رفت



نوشته شده توسط :اونوتموش اونوتولموش
یکشنبه 13 بهمن 1392-11:56
نظرات() 

بردی از یادم ، دادی بر بادم ، با یادت شادم

دل به تو دادم ، در دام افتادم ، از غم آزادم


دل به تو دادم ، فتادم به بند


ای گل بر اشک خونینم نخند


سوزم از سوز نگاهت هنوز


چشم من باشد به راهت هنوز


چه شد آنهمه پیمان ، که از آن لب خندان


بشنیدم و هرگز خبری نشد از آن


کی آیی به برم ، ای شمع سحرم
در بزمم نفسی ، بنشین تاج سرم ، تا از جان گذرم


پا به سرم نه ، جان به تنم ده
چون به سر آمد ، عمر بی ثمرم


نشسته بر دل غبار غم ، زآنکه من در دیار غم


گشته ام غمگسار غم


امید اهل وفا تویی ، رفته راه خطا تویی


آفت جان ما تویی


بردی از یادم ، دادی بر بادم ، با یادت شادم


دل به تو دادم ، در دام افتادم ، از غم آزادم


دل به تو دادم ، فتادم به بند


ای گل بر اشک خونینم نخند


سوزم از سوز نگاهت هنوز


چشم من باشد به راهت هنوز



نوشته شده توسط :اونوتموش اونوتولموش
یکشنبه 13 بهمن 1392-00:43
نظرات() 

داغی به دل خویش نهادم از جهل

كه همه دار و ندارم یكجا رفت

عقل و ایمان و دل و احساسات

همه یكجا به ته دریا رفت

توبه ای را كه شكستم دیروز

میكنم توبه كه رویا به فنا رفت

زندگی شیرین بود لیك حیف

عمر كوتاهی كه با رویا رفت

به ته دریا رفت...

همه شان یكجا رفت...

به ته دریا.....

         اونوتموش



نوشته شده توسط :اونوتموش اونوتولموش
سه شنبه 26 آذر 1392-03:26
نظرات() 

برای شنیدن و دریافت فایل های صوتی شعرخوانی و مناظره روی لینک های زیر کلیک کنید

به دلیل حجم بالای فایل صوتی مناظره و مراسم شعرخوانی  آنها را از فایل های جدا دانلود کنید

 

شعر خوانی سید مهدی موسوی

شعر خوانی آرش شفاعی

شعر خوانی حسین فلاح

شعرخوانی طاهره کوپالی

شعرخوانی محسن عاصی

شعرخوانی الهام میزبان

شعرخوانی علی رضایی

شعرخوانی آقای عنابستانی

شعرخوانی فاطمه اختصاری

شعرخوانی محمد حسینی مقدم

 مناظره ها در ادامه مطلب



ادامه مطلب

نوشته شده توسط :اونوتموش اونوتولموش
دوشنبه 20 آبان 1392-23:26
نظرات() 


ای نخستین بدر، هر شب دیدنت را دوست دارم

آسمان در آسمان تابید نت را دوست دارم

ای خدای خاك !  وقتی ابرها را می تكانی

از درختی مرده ، خرما چیدنت را دوست دارم

دست هایت را همان اندازه كه شمشیر می زد

وصله وقتی می زند پیراهنت را دوست دارم

آه ای بر چاه ِ عدل ِ كوفه بوتیمار غمگین

گریه كن این ترس ازخشكیدنت را دوست دارم

درد اگر بر شانه هایت بود مرهم می نهادم

آه از آن درد ِ دگر، نالیدنت را دوست دارم

تو نه قرآن ، نه، سر فرزند را بر نیزه دیدی

حكم اگر این است من جنگیدنت را دوست دارم

دست بر خون قبضه ی شمشیر می رقصی و دشمن

می رمد بی سر و من رقصیدنت را دوست دارم


بقیه در ادامه مطلب



 

ادامه مطلب

نوشته شده توسط :اونوتموش اونوتولموش
دوشنبه 20 آبان 1392-23:14
نظرات() 

ای نگاهت از شب ِ باغ ِ نظر ، شیرازتر

دیگران نازند و تو از نازنینان ، نازتر

چنگ بردار و شب ما را چراغان کن که نیست

چنگی از تو چنگ تر ، یا سازی از تو سازتر

قصۀ گیسویت از امواج ِ تحریر ِ قمر

هم بلند آوازه تر شد ، هم بلند آوازتر

گشته ام دیوان حافظ را ولی بیتی نداشت

چون دو ابروی تو از ایجاز ، با ایجازتر

چشم در چشمت نشستم ، حیرتم از هوش رفت

چشم وا کردم به چشم اندازی از این بازتر

بقیه در ادامه مطلب

ادامه مطلب

نوشته شده توسط :اونوتموش اونوتولموش
دوشنبه 20 آبان 1392-23:10
نظرات() 

وقتی که حالت از غم دنیا گرفته است

حال من و تمام غزلها گرفته است

 

دلشوره های خود بخود چند روز پیش

حالا چقدر یکشبه معنا گرفته است


بعد از تو جای آنهمه تاب و تب مرا

مشتی چرا و باید و اما گرفته است


این سرنوشت غمزده تاوان عشق را

روزی هزار مرتبه از ما گرفته است


حتی خدا نخواست ببیند در این جهان

کار دو عاشق اینهمه بالا گرفته است


بقیه در ادامه مطلب

ادامه مطلب

نوشته شده توسط :اونوتموش اونوتولموش
دوشنبه 20 آبان 1392-23:05
نظرات() 

مرا خود با تو چیزی در میان هست
و گر نه روی زیبا در جهان هست

وجودی دارم از مهرت گدازان
وجودم رفت و مهرت همچنان هست

مبر ظن کز سرم سودای عشقت
رود تا بر زمینم استخوان هست

اگر پیشم نشینی دل نشانی
و گر غایب شوی در دل نشان هست

به گفتن راست ناید شرح حسنت
ولیکن گفت خواهم تا زبان هست

ندانم قامتست آن یا قیامت
که می گوید چنین سرو روان هست

بقیه در ادامه مطلب

ادامه مطلب

نوشته شده توسط :اونوتموش اونوتولموش
دوشنبه 20 آبان 1392-23:02
نظرات() 

بیا بیا که مرا با تو ماجرایی هست
بگوی اگر گنهی رفت و گر خطایی هست

روا بود که چنین بی حساب دل ببری
مکن که مظلمه خلق را جزایی هست

توانگران را عیبی نباشد اَر وقتی
نظر کنند که در کوی ما گدایی هست

به کام دشمن و بیگانه رفت چندین روز
ز دوستان نشنیدم که آشنایی هست

کسی نماند که بر درد من نبخشاید
کسی نگفت که بیرون از این دوایی هست

 بقیه در ادامه مطلب

ادامه مطلب

نوشته شده توسط :اونوتموش اونوتولموش
دوشنبه 20 آبان 1392-23:01
نظرات() 


ای که گفتی هیچ مشکل چون فراق یار نیست
گر امید وصل باشد همچنان دشوار نیست

خلق را بیدار باید بود از آب چشم من
وین عجب کان وقت می گریم که کس بیدار نیست

نوک مژگانم به سرخی بر بیاض روی زرد
قصه دل می نویسد حاجت گفتار نیست

بی دلان را عیب کردم لاجرم بی دل شدم
آن گنه را این عقوبت همچنان بسیار نیست

ای نسیم صبح اگر باز اتفاقی افتدت
آفرین گویی بر آن حضرت که ما را بار نیست

بارها روی از پریشانی به دیوار آورم
ور غم دل با کسی گویم به از دیوار نیست

ما زبان اندرکشیدیم از حدیث خلق و روی
گر حدیثی هست با یارست و با اغیار نیست

بقیه در ادامه مطلب

ادامه مطلب

نوشته شده توسط :اونوتموش اونوتولموش
دوشنبه 20 آبان 1392-22:58
نظرات() 

کس ندانم که در این شهر گرفتار تو نیست
هیچ بازار چنین گرم که بازار تو نیست

سرو زیبا و به زیبایی بالای تو نه
شهد شیرین و به شیرینی گفتار تو نیست

خود که باشد که تو را بیند و عاشق نشود
مگرش هیچ نباشد که خریدار تو نیست

کس ندیدست تو را یک نظر اندر همه عمر
که همه عمر دعاگوی و هوادار تو نیست

آدمی نیست مگر کالبدی بی جانست
آن که گوید که مرا میل به دیدار تو نیست

ای که شمشیر جفا بر سر ما آخته ای
صلح کردیم که ما را سر پیکار تو نیست

بقیه در ادامه مطلب

ادامه مطلب

نوشته شده توسط :اونوتموش اونوتولموش
دوشنبه 20 آبان 1392-22:54
نظرات() 



هر که دلارام دید ، از دلش آرام رفت
چشم ندارد خلاص ، هر که در این دام رفت

یاد تو می رفت و ما ، عاشق و بی دل بُدیم
پرده برانداختی ، کار به اتمام رفت

ماه نتابد به روز ، چیست که در خانه تافت ؟
سرو نروید به بام ، کیست که بر بام رفت

مشعله ای برفروخت پرتو خورشید عشق
خرمن خاصان بسوخت ، خانگه عام رفت

عارف مجموع را در پس دیوار صبر
طاقت صبرش نبود ، ننگ شد و نام رفت

بقیه در ادامه مطلب




ادامه مطلب

نوشته شده توسط :اونوتموش اونوتولموش
دوشنبه 20 آبان 1392-22:51
نظرات() 

تنها ترین درد هم که باشی
من در آغوشت هزار رویا را می بینم
تو قِید جمله های عاشقانه را بزن
که این جا
عاشقانه ها هم به ما نمی رسند
من نازک ترین پیرهنم را می پوشم
تو در جسارتت تعجیل کن
مرا فتح کن
دستت به سرسبزترین جزیزه ام که رسید
هَک کن اسمت را
بگذار همیشه این جا بماند
نامت
در قلبم
گاهی تو بَلد ترین احساس من باش
نابلد

آنالی منصوری


نوشته شده توسط :اونوتموش اونوتولموش
دوشنبه 20 آبان 1392-22:39
نظرات() 

پاییز می‌رسد که مرا مبتلا کند

با رنگ‌های تازه مرا آشنا کند

 

پاییز می‌رسد که همانند سال پیش

خود را دوباره در دل قالیچه جا کند

 

او می‌رسد که از پس نه ماه انتظار

راز درخت باغچه را برملا کند

 

او قول داده است که امسال از سفر

اندوه‌های تازه بیارد، خدا کند

 

او می‌رسد که باز هم عاشق کند مرا

او قول داده است به قولش وفا کند

 

پاییز عاشق است، وَ راهی نمانده است

جز اینکه روز و شب بنشیند دعا کند

 
بقیه در ادامه مطلب

ادامه مطلب

نوشته شده توسط :اونوتموش اونوتولموش
دوشنبه 20 آبان 1392-22:33
نظرات() 

Uğruna ben ölürdüm                               من در راه تو میمردم

Çok geceler bekledim                          خیلی از شبها  منتظر موندم

Belki gelirsin diye                                  به امید اینکه بلکه برگردی

Gözyaşımı silmedim                                اشک چشمانم رو پاک نکردم

Acır silersin diye                                    تا ناراحتی بشی و پاکشون کنی

Kalbimi hep boş tuttum                         قلبم رو همیشه خالی نگه داشتم

Gelir girersin diye                                  بلکه بیای و واردش بشی

Kimseleri sevmedim                              هیچ کسی رو دوست نداشتم

Bana dönersin diye                              به امید اینکه به سوی من برگردی

Geçti artık çaresiz                               این دوران هم بدون پیدا شدن چاره ای ، طی شد

Hicranlarla dolu ömrüm                       زندگیم پر از هجران و دوریهاست


بقیه در ادامه مطلب

ادامه مطلب

نوشته شده توسط :اونوتموش اونوتولموش
دوشنبه 20 آبان 1392-22:14
نظرات() 

اولان اولوب، كئچن كئچیب بلكه ده،

ایندی داها كؤورلمه یین یئری یوخ.

عؤمروم بویو بئله گلیب منیم كی.

اوّلیندن بیری واردی، بیری یوخ!

 

اوزاقدایدی من ایسته ین اوجاقلار،

اوره ییمدن گلیب گئچدی سازاقلار،

آتالییدی،آنالییدی اوشاقلار،

بیزیم ائوده بیری واردی،بیری یوخ.

 

گؤزلریمه دولدورموشام یاغیشی،

بیر كؤینكده چیخارمیشام من قیشی.

شالوار-پئنجك گئیینردی تای-توشوم،

منده ایسه بیری واردی، بیری یوخ.

 

اوزوم گولدو طلبه یم دئینده،

سیخیلیردیم دوست پئنجه یی گئینده.

معلّمله دیل تاپا بیلمه ینده

قیمتمین بیری واردی، بیری یوخ.

 

بقیه در ادامه مطلب


ادامه مطلب

نوشته شده توسط :اونوتموش اونوتولموش
دوشنبه 20 آبان 1392-22:12
نظرات() 

شاه داغیم، چال پاپاغیم،ائل دایاغیم، شانلی سهندیم

باشی توفانلی سهندیم

باشدا حئیدر بابا تک قارلا قیروولا قاریشیبسان

سون ایپک تئللی بولودلارلا اوفوقده ساریشیبسان

ساواشارکن باریشیبسان

گؤیده ن ایلهام آلالی سیرری سماواتا دییه رسن

هله آغ کورکو بورون، یازدا یاشیل دوندا گییه رسن

قورادان حالوا یییه رسن

دؤشلرینده سونالار تک شوخ ممه لرده

نه سرین چیشمه لرین وار

او یاشیل تئللری، یئل هؤرمه ده آینالی سحرده

ایشوه لی ایشمه لرین وار

قوی یاغیش یاغسادا یاغسین

سئل اولوب آخسادا آخسین

یانلاریندا دره لر وار

قوی قلم قاشلارین اوچسون فره لرله، هامی باخسین

باشلاریندا هره لر وار

سیلدیریملار، سره لر وار

او اتک لرده نه قیزلار یاناغی لاله لرین وار

قوزولار اوتلایاراق نئیده نه خوش ناله لرین وار

آی کیمی هله لرین وار

گول- چیچکدن بزه ننده، نه گلینلر کیمی نازین

یئل اسنده او سولاردا نه درین رازونیازین

اوینایار گوللو قوتازین

تیتره ییر ساز تئلی تک شاخه لرین چایدا چمنده

یئل او تئللرده گزه نده، نه کوراوغلو چالی سازین

اؤرده یین خلوت ائدیب گؤلده پری لرله چیمنده

قول-قاناددان اونا آغ هووله آچار قمزلی قازین

قیش گئده ر قوی گله یازین

هله نووروز گولو وار، قار چیچه یین وار، گله جکلر

اوزلرین تئز سیله جکلر

قیشده کهلیک هوه سیله چؤله قاچدیقدا جاوانلار

قاردا قاققیلدایاراق نازلی قلمقاشلارین اولسون

یاز، او دؤشلرده ناهار منده سین آچدیقدا چوبانلار

بوللو سودلو سورولر، دادلی قاوویتماشلارین اولسون

آد آلیر سنده ن او شاعیر کی سن اوندان آد آلارسان

اونا هر داد وئره سن، یوز او موقابیل داد آلارسان

تاریدان هر زاد آلارسان

آداق اولدوقدا، سن اونلا داها آرتیق اوجالارسان

باش اوجالدیقدا دماوند داغیندا باج آلارسان

شئر الینده ن تاج آلارسان

او دا شعرین، ادبین شاه داغیدیر، شانلی سهندیم

او دا سن تک آتار اولدوزلارا شعریله کمندی

او دا سیمرغیدان آلماقدادی فندی

شعر یازاندا قلمینده ن باخاسان دور سپه لندی

سانکی اولدوزلار الندی

سؤز دییه نده گؤره سن قاتدی گولو، پوسته نی قندی

یاشاسین شاعیر افندی

او نه شاعیر کی، داغین وصفینه میصداق اونو گؤردوم

من سنین تک اوجالیق مشقینه موششاق اونو گؤردوم

عشقه، عشق اهلینه موشتاق اونو گؤردوم

او نه شاعیر کی، خیال مرکبینه شو شیغییاندا

او نهنگ آت، آیاغین توزلو بولودلاردا قویاندا

لوله لنمه کده دی یئر-گؤی، نئجه تومار سارییاندا

گؤره جکسن او زاماندا

نه زامان وارسا، مکان وارسا کسیب بیچدی بیر آندا

کئچه جکلر، گله جکلر نه بویاندا - نه او یاندا

باخ نه حورمت وار اونون اؤز دئمیشی توک پاپاغیندا

شهریارین تاج ایمیش باشی دورموش قاباغیندا

باشینا ساوریلان اینجی، چاریق اولموش آیاغیندا

وحی دیر شعری ملک لردی پیچیلدار قولاغیندا

آیه لردیر دوداغیندا


بقیه در ادامه مطلب

ادامه مطلب

نوشته شده توسط :اونوتموش اونوتولموش
دوشنبه 20 آبان 1392-22:07
نظرات() 

بیر گون یولوم دوشدی مزارستانا

 ایله حس ایلدیم دوران یاتبدی
 
گوردوم انسانلاری سسیز صداسیز

بیلدیم دن قورتاریب درمان یاتبدی


سویکدیم بیر داشا ناتوان دیزی

زیارت ایلدیم اخر اویمیزی

گوردوم دار قبرده ظالم چنگیزی

ایلیب دنیانی ویران یاتبدی


ایستدیم قایدام ایاق دایاندی

باخدیم بیر قبره اورگیم یاندی

دنیانی ترک ادیب بیر آز زماندی

یار وصلین گورممیش جوان یاتبدی


حیرصدن دیشلریم بیر بیرین یدی

گوزوم گاه اغلادی گاه گولومسدی

داشین اوستوند کی یازیلار ددی

 شاعر آستا یری انسان یاتبدی


القانا بویادی دیشیم دوداقی

 هر ندن چتیندی اولاد فراقی

گوردوم بیر قبرده خیردا اوشاقی

اناسینان اوزاق گریان یاتبدی

بقیه در ادامه مطلب



ادامه مطلب

نوشته شده توسط :اونوتموش اونوتولموش
دوشنبه 20 آبان 1392-22:03
نظرات() 



من اوزاخ سفره یوللانان گمی

سنی ترک ائدیرم بیر لیمان کیمی

قوخما آیرلیخدان بوراخ الیمی

سئوگی آیرلیخدان، گوجلودو والله

دونیادا نه قدر سئوگی وار بیل کی

سن منیم دیلیمین ازلی ، ایلکی

قوخما آیرلیخدان،اولوم دییل کی

سئوگی آیرلیخدان، گوجلودو والله

سن هله بیلمیسن آیرلیخ نه دیر

هر سفر کونلونو سیخیر، ایللدیر

آیرلئخ جیسمیدی، روح سنینله دیر

سئوگی آیرلیخدان، گوجلودو والله

قورخولو اینتیظار وار آغلار گوزونده

بقیه در ادامه مطلب



ادامه مطلب

نوشته شده توسط :اونوتموش اونوتولموش
دوشنبه 20 آبان 1392-21:58
نظرات() 

برای شنیدن و دریافت فایل های صوتی شعرخوانی و مناظره روی لینک های زیر کلیک کنید

به دلیل حجم بالای فایل صوتی مناظره و مراسم شعرخوانی  آنها را از فایل های جدا دانلود کنید

 

شعر خوانی سید مهدی موسوی

شعر خوانی آرش شفاعی

شعر خوانی حسین فلاح

شعرخوانی طاهره کوپالی

شعرخوانی محسن عاصی

شعرخوانی الهام میزبان

شعرخوانی علی رضایی

شعرخوانی آقای عنابستانی

شعرخوانی فاطمه اختصاری

شعرخوانی محمد حسینی مقدم

 مناظره ها در ادامه مطلب



ادامه مطلب

نوشته شده توسط :اونوتموش اونوتولموش
دوشنبه 20 آبان 1392-11:26
نظرات() 


ای نخستین بدر، هر شب دیدنت را دوست دارم

آسمان در آسمان تابید نت را دوست دارم

ای خدای خاك !  وقتی ابرها را می تكانی

از درختی مرده ، خرما چیدنت را دوست دارم

دست هایت را همان اندازه كه شمشیر می زد

وصله وقتی می زند پیراهنت را دوست دارم

آه ای بر چاه ِ عدل ِ كوفه بوتیمار غمگین

گریه كن این ترس ازخشكیدنت را دوست دارم

درد اگر بر شانه هایت بود مرهم می نهادم

آه از آن درد ِ دگر، نالیدنت را دوست دارم

تو نه قرآن ، نه، سر فرزند را بر نیزه دیدی

حكم اگر این است من جنگیدنت را دوست دارم

دست بر خون قبضه ی شمشیر می رقصی و دشمن

می رمد بی سر و من رقصیدنت را دوست دارم


بقیه در ادامه مطلب



 

ادامه مطلب

نوشته شده توسط :اونوتموش اونوتولموش
دوشنبه 20 آبان 1392-11:14
نظرات() 






  • تعداد صفحات :10
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5  
  • 6  
  • 7  
  • ...