تبلیغات
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

صفحات جانبی

نویسندگان

آمار وبلاگ


تنها بیا كه یكه وتنها ببینمت
زیبا بیا كه واله وشیدا ببینمت


اشكم زدیده میرود از شوق دیدنت
شاید به خواب یا كه به رویا ببینمت


یك شب كنار ساحلت آرامش مرا
بر هم بزن كه آبی دریا ببینمت


ای شمع پر فروغ وجودم من عاقبت
پروانه میشوم به شبی تا ببینمت


كار از جنون گذشت و به صحرا رسیده ام
من تا كجا بیایم ولیلا ببینمت.......

حسنت هزار دل به یكی تار مو ببست
زیور به خود مبند كه زیبا ببینمت


هی دست دست میكنی از دست میروم
فردا نه .... دیر میشود حالا ببینمت


                استاد شهریار

 



نوشته شده توسط :اونوتموش اونوتولموش
دوشنبه 2 بهمن 1391-17:10
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر