تبلیغات
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

صفحات جانبی

نویسندگان

آمار وبلاگ


اگر عمری بود من را ز کویت یار خواهم رفت

اگر دیوانه و مجنون وگر هشیار خواهم رفت

خرابم لحظه ای دیگر خمارم جرعه ای دیگر

تحمل کن زکویت با تنی تب دار خواهم رفت

اگر دردم فزون گردد دلم غرقاب خون گردد

به پیش چشم مستت تا نگشتم خوار خواهم رفت

کفاف بودنم را کی تحمل میکند عــــــــــــــمرم

غریب و خسته از درد و غم بسیار خواهم رفت

قسم بر رنگ گیسویت که همچون شام من تاراست

اگر دل در غم هجر تو گرید زار خواهم رفت

تو از جنس بهارانی خزان را با تو کاری نیست

تو با یاران سفر کن من پی اغیار خواهم رفت



نوشته شده توسط :اونوتموش اونوتولموش
یکشنبه 13 بهمن 1392-11:56
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر