تبلیغات
درباره وبلاگ

آرشیو

طبقه بندی

آخرین پستها

پیوندها

پیوندهای روزانه

صفحات جانبی

نویسندگان

آمار وبلاگ


در تمنای وصالت ره میخانه زدم
بیخود از خود شدم و شورش مستانه زدم

از غم دوری تو مرده بی خاک شدم
شمع رویت که نبود همت پروانه زدم

مژده وصل نیامد ز سر کوی صبا
قصه ات را بنوشتم و به افسانه زدم

با صفیر سحری قصه میثاق تو بود
اتشی در دل ان محفل رندانه زدم

دوش در محفل ما صحبت گیسوی تو شد
با گدایان به صفا باده شاهانه زدم

از کمانخانه ابروی غضب دوخته اش
یک نشان ابدی بر دل دیوانه زدم

بی تو من هیچ نباشم گل خوشرنگ ازل
باتو ارام شدم همت جانانه زدم

آرام


نوشته شده توسط :اونوتموش اونوتولموش
پنجشنبه 24 بهمن 1392-15:43
نظرات() 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر